Wed 18 Jul 2007
ناگفته هاي من
به من بگو
من به دنبال عقربه هاي بي نفس ميگردم يازمان رفته فرصت يکبار بودنت را از من گرفته
اين ابرهاي سياه ...عرياني آفتاب
تيرگي هاي محض...سايه هاي بي دل
به من بگو
بي رنگي اين فاصله ها با کدام نگاه پر رنگ شد!
فشار کدام دست تنهاييم را از يادت برد!
مي بيني
اين تيکه هاي شکسته شبيه روح من نيست
من بهاي هوسم را با سنگين ترين بغض فرو دادم
نه اين منصفانه نيست
طفلک پرنده...چقدر آرزوي پرواز داشت.
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:38 AM توسط : هانا
Tue 17 Apr 2007
ناگفته هاي من
روزها که گذشت
خاطره ها که گم شد...تو هم که نیستی.خلاص!!!
سر به هوا
چه بی هواس لحظه هامون رو هرز میکنم و فراموش
یه خنده ساده برای شروعی تازه
فکر میکردی؟!!!
با یه وسوسه جوني تازه میگیرم
نه! تو نیستی.میخندم...دور میشم...متولد میشم
وای هوای تازه...فسیل روزگارم میشوی شاید هم فراموش
تنفری بی صدا...آروم
تکان دستهایم را مهمان نگاه بی سپاست میکنم
نه به خدا میسپارمت نه به حس ناشناس عاشقی.
فسیل روزگارم میشوی
خط می خوری
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:59 PM توسط : هانا
Tue 13 Feb 2007
ناگفته های من
قصه عشقم از نگاهی بود که با لبخندت آغاز شد
خنده های بی پایانت نگاهم را همیشگی کرد
تبسمی میکنم گویی عاشق شده ام!!!
روز عشاق بر همه عاشقان مبارک
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 4:59 AM توسط : هانا
Mon 8 Jan 2007
ناگفته هاي من
شبهایم سرد است و تو چه سرد تر ميماني
خاطره ي گذشته ام!
چه تلخ ميگذرم از تمام اين يادها
رد عبورم را نگاه کن که در اين شبها براي پر کردن اين سکوت ذره ذره ام را به شيشه سپردم
کم نيست؟
چه سخت ميبازي
اجبار زيستن را در تلخ ترين تبسم
گاهي براي اين همه تنهايي دلم ميلرزد که مبادا ثانيه هاي رفته به تکرار برسد
مبادا پايان اين همه اضطراب فريبي از يک لبخند باشد
در چشمانت ردم را جستجو ميکنم
چه دير به من رسيدي!!!!
حسرت نگاهت را پشت سرم جا گذاشته ام
رفتن من عجيب تر از اشتباه آمدن تو بود.....آمدن تو!!!!!
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 6:40 PM توسط : هانا