Fri 29 Dec 2006
ناگفته هاي منديشب روياي خوابم به بهانهُ دلتنگي هاي تو تمام روزهاي رفته را پرسه ميزد.همين جا کنار من نشستي و از فرداي سنگين از حضورت برايم گفتي.
از دخترکي گفتي که خسته از همهُ گلايه ها فقط هواي تو تسکينش ميداد.
همين جا کنار من از حادثهُ زيباترين گناهت گفتي
از روزگار ماندنت گفتي
باز هم پرسه تا......
اما
سايه هاي ترديد فقط از انکار بود و انکار
من، اين سايه ها، حضور تو، خواب نيمه وقت....
بيدارم، نيستي!!!
تعبيير اين کابوس هاي شبانه ام چه مي شود؟؟؟؟؟
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:41 AM توسط : هانا

